همیشه حرف از رفتن هاست. کاش کسی با آمدنش غافلگیرمان کند.


+ راز ماندن

کوه پرسید ز رود، زیر این سقف کبود، راز ماندن در چیست ؟
گفت: در رفتن من
کوه پرسید: و من ؟
گفت در ماندن تو
بلبلی گفت: و من ؟
خنده ای کرد و گفت در غزلخوانی تو
آه از آن آبادی که در آن کوه رود، رود
مرداب شود و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر
من و تو، ‌بلبل و کوه و رودیم، راز ماندن جز در خواندن من، ماندن تو، رفتن یاران سفر کرده مان نیست، بدان

نویسنده : محسن ; ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک