همیشه حرف از رفتن هاست. کاش کسی با آمدنش غافلگیرمان کند.


+ برای ما از فرزندان سخن بگوی

 

و آنگاه زنی که کودکی در آغوش داشت گفت :برای ما از فرزندان سخن بگوی.

پیامبر گفت :

فرزندان شما به حقیقت فرزندان شما نیستند .

آنها دختران و پسران زندگی اند در سودای خویش .

این جوهر حیات است که به شوق دیدار خویش هر دم از گوشه ای سر برمی کند.

آنها از کوچه وجود شما می گذرند اما از شما نیستند

و اگر چه با شمایند به شما تعلق ندارند.

 عشق خود را بر آنها نثار کنید

اما اندیشه هایتان را برای خود نگه دارید.

زیرا آنها را نیز برای خود اندیشه ای دیگر است.

جسم آنها را در خانه خود مسکن دهید اما روح آنان را آزاد گذارید .

زیرا روح آنان در خانه(( فردا )) زیست خواهد کرد

که شما حتی در رویا نمی توانید به دیدار آن بروید .

ممکن است تلاش کنید که شبیه آنها باشید اما مکوشید که آنان را مانند خود بار بیاورید .

زیرا زمان به عقب باز نخواهد گشت و با دیروز درنگ نخواهد کرد.

شما کمانی هستید که از چله  آن فرزندانتان همچون تیرهای جاندار به آینده پرتاب می شوند.

کماندار * نشانه را در بی نهایت می بیند و با قوت شما را خم می کند.

تا تیر هایش با شتاب به دور دست پرواز کنند.

بگذارید فشار این خم شدن با شادمانی همراه باشد.

زیرا کماندار چنانکه تیرهای پر شتاب را دوست دارد

ثبات و استحکام کمان برای او عزیز است.......

 

*((کماندار)): خداست که پدر و مادر را همچون کمان خم می کند تا فرزندان آینده را چون تیر به فضاهای دور که مقصود اوست پر تاب کند.

نویسنده : محسن ; ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک