راستى هیچ مى دانى

راستى هیچ مى دانى من در غیبت پر سوال تو
چقدر ترانه سرودم
چقدر ستاره نشاندم
چقدر نامه نوشتم
که حتى یکى خط ساده هم به مقصد نرسید ؟
رسید ، اما وقتى
که دیگر هیچ کسى در خاموشى خانه
خواب بازآمدن مسافر خویش را نمى دید

سیدعلى صالحى

/ 0 نظر / 20 بازدید