داستان کوتاه ارزیابی عملکرد

پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی. مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد.پسرک پرسید، خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟ زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد. پسرک گفت: خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد. زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است. پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد، خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت. مجددا زن پاسخش منفی بود. پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت.مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم پسر کوچک جواب داد:

نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه.

 

 

/ 6 نظر / 6 بازدید
زادمهر مهرآفرین ( حسن توکلی رودسری )

بانام خداوند مهر آفرین... به نام نامی مهر ایران بزرگ... ای گوهرپارسی تو از خورشیدی. ازپشت و نژاد گوهری جاویدی. دررشته ی زرچه بی کران می تابی ! ارزنده ترین دانه مرواریدی. ...سروده از:زادمهر( حسن توکلی رودسری ) در این پایگاه : www.mehrafrin.persianblog.ir پایگاه دل تپنده ایران بزرگ: [دست][دست][دست][دست][دست][دست]

زادمهر مهرآفرین ( حسن توکلی رودسری )

بانام خداوند مهر آفرین... به نام نامی مهر ایران بزرگ... ای گوهرپارسی تو از خورشیدی. ازپشت و نژاد گوهری جاویدی. دررشته ی زرچه بی کران می تابی ! ارزنده ترین دانه مرواریدی. ...سروده از:زادمهر( حسن توکلی رودسری ) در این پایگاه : www.mehrafrin.persianblog.ir پایگاه دل تپنده ایران بزرگ: [دست][دست][دست][دست][دست][دست]

مجيد

سلام داستان زیبایی بود ممنون

آبرا

وقتی پا در رکاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدران و مادرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند . نادر شاه افشار آبرا[گل]