درخت خانه ام کاج بود

ﮔﻔﺖ ﺍﻧﺪﻭﻫﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﮔﻬﺎ ﺑﺴﭙﺎﺭ
ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺍﺳﺖ ...
می ریزند
ﺳﭙﺮﺩﻡ ...
ﺑﯿﺨﺒﺮ ﺍﺯ آﻧﮑﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﮐﺎﺝ ﺑﻮﺩ

/ 4 نظر / 49 بازدید
راحیل

درود بر شما دوست عزیز من دوباره برگشتم. آفرین به شما که همچنان چراغ خونه رو روشن نگه داشتید[لبخند]

آوا

قشنگ بود

زرین قلم

روز بگذشته خیالست که از نو آید فرصت رفته محالست که از سر گردد کشتزار دل تو کوش که تا سبز شود پیش از آن کاین رخ گلنار معصفر گردد زندگی جز نفسی نیست، غنیمت شمرش نیست امید که همواره نفس بر گردد...